می گویند منبر را از چوب درخت گردو می سازند چون که چوب آن بسیار محکم است و البته سایه و میوه خوبی هم دارد. اما درخت چنار میوه ندارد، سایه آنچنانی هم ندارد و از آن چوبه دار میسازند. استاد شهریار ویژگی این دو درخت را در شعر خود این چنین سروده است:

گفت با طعنه منبری به چنار
سرفرازی چه میکنی؟ بی بار
نه مگر ننگ هر درختی تو؟
کز شما ساختند چوبه دار
پس بر آشفت آن درخت دلیر،
رو به منبر چنین نمود اخطار
گفت گر تو فایده داشت
کـار نمی کشید به

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی
که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز

شعار هر انقلاب هرچی باشه،
بعد از انقلاب همون رو از بین میبرن:


چشماتونو باز کنید

جماعتی که نظر را حرام میگویند
نظر حرام بکردند و خون خلق حلال

گفته بودی که بیایم، چو به جان آیی تو
من به جان آمدم اینک، تو چرا می نایی؟

آتش عشقت به خاکستر بدل کرد آخرم
گر نداری باور از دنیای ویرانم بپرس…

بگو که از غم عشقت چگونه جان برهانم
چگونه این همه غم را به هر طرف بکشانم

نه پای رفتن از اینجا نه طاقتی که بمانم
چگونه دست دلم را به دست تو برسانم…

تموم خوبرویان جمع گردند
کسی که یادت از یادم بره نی

نه پای رفتن از اینجا
نه طاقتی که بمانم

چگونه دست دلم را
به دست تو برسانم

Show older
شبکه اجتماعی غیرمتمرکز انجمن نرم‌افزارهای آزاد/متن‌باز

این نمونه از ماستودون به منظور تعاملات فعالان نرم‌افزارهای آزاد/متن‌باز و اعضای انجمن نرم‌افزارهای آزاد/متن‌باز راه‌اندازی شده است