من نیستم از باده این بادیه خشنود
کو آتش جامی که کند درد مرا دود

دلخسته‌ام از خرقه موسایی فرعون
دلخسته‌ام از ژست خلیلانه نمرود

دلخسته‌ام‌ از شهر ریا! شهر تظاهر
ای شهر پر از رنگ و پر از حاشیه بدرود

باید بروم شهر نجف جای من آنجاست
ما را ببر ای عشق به سرمنزل مقصود

ای کاش به گیسوی ضریحش بزنم چنگ
تا چند بسوزیم و بسازیم چنان عود

گویند علی می‌زده صد وصله به کفشش
ای کاش دل خسته من کفش علی بود

گفتند علی کیست؟ همان کعبه سیار
گفتند علی کیست؟ همان قبله موجود

Follow

اآن کوه‌تر از کوه‌تر ز کوه‌تر از کوه
آن رودتر از رودتر از رودتر از رود

آن مرد که مبهوت جمالش شده یوسف
آن مرد که مبهوت صدایش شده داوود

یک دانه انگور ضریحش به لبم خورد
دیگر پس از آن این لب وامانده نیاسود

هرچند که نوشیدم از این جام کمی دیر
با هیچ شرابی نشدم مست چنین زود

قرآن و نماز و حرم و‌ روزه و حج هم
جز عشق علی هیچ به عشاق نیفزود

پس ای ترک کعبه بگو کیست، بگو کیست
در خانه معبود به جز حضرت معبود؟!

از باده باد است لبش‌تر لب دریا
هو می کشد از عشق علی مست و کف آلود

ما نیز ببینیم همه روی علی را
بر کعبه اگر تکیه زند حضرت موعود

Sign in to participate in the conversation
شبکه اجتماعی غیرمتمرکز انجمن نرم‌افزارهای آزاد/متن‌باز

این نمونه از ماستودون به منظور تعاملات فعالان نرم‌افزارهای آزاد/متن‌باز و اعضای انجمن نرم‌افزارهای آزاد/متن‌باز راه‌اندازی شده است