اآن کوهتر از کوهتر ز کوهتر از کوه
آن رودتر از رودتر از رودتر از رود
آن مرد که مبهوت جمالش شده یوسف
آن مرد که مبهوت صدایش شده داوود
یک دانه انگور ضریحش به لبم خورد
دیگر پس از آن این لب وامانده نیاسود
هرچند که نوشیدم از این جام کمی دیر
با هیچ شرابی نشدم مست چنین زود
قرآن و نماز و حرم و روزه و حج هم
جز عشق علی هیچ به عشاق نیفزود
پس ای ترک کعبه بگو کیست، بگو کیست
در خانه معبود به جز حضرت معبود؟!
از باده باد است لبشتر لب دریا
هو می کشد از عشق علی مست و کف آلود
ما نیز ببینیم همه روی علی را
بر کعبه اگر تکیه زند حضرت موعود