من نیستم از باده این بادیه خشنود
کو آتش جامی که کند درد مرا دود
دلخستهام از خرقه موسایی فرعون
دلخستهام از ژست خلیلانه نمرود
دلخستهام از شهر ریا! شهر تظاهر
ای شهر پر از رنگ و پر از حاشیه بدرود
باید بروم شهر نجف جای من آنجاست
ما را ببر ای عشق به سرمنزل مقصود
ای کاش به گیسوی ضریحش بزنم چنگ
تا چند بسوزیم و بسازیم چنان عود
گویند علی میزده صد وصله به کفشش
ای کاش دل خسته من کفش علی بود
گفتند علی کیست؟ همان کعبه سیار
گفتند علی کیست؟ همان قبله موجود
ما نیز ببینیم همه روی علی را
بر کعبه اگر تکیه زند حضرت موعود